9 آزمایش جالب در مورد الکتریسیته ساکن



همه می‌دانید 
هرگاه شانه یا یک میله پلاستیکی را با لباس خود 
یا با یک تکه پارچه پشمی خشک مالش دهید.
 ذره‌های گرد و غبار یا خرده‌های کاغذ را جذب میکند. 
همچنین اگر در هوای خشک ، 
سطح آینه یا شیشه پنجره را با یک تکه پارچه خشک تمیز کنید 
این پدیده اتفاق می‌افتد
 و ذره‌های گرد و غبار معلق در هوا و کرکهای جدا شده 
از پارچه به سطح آینه یا شیشه می‌چسبند. 
به طوری که پاک کردن سطح آنها از این ذره‌ها دشوار است.
 عاملی که سبب جذب این ذرات میشود جاذبه الکتریکی نام دارد 
و اجسامی که در اثر مالش این خاصیت را پیدا میکنند دارای الکتریسیته ساکن میشوند.

منبع این نوشته : منبع
پارچه ,الکتریسیته ساکن

مروری بر جریان الکتریکی و مدار الکتریکی

جریان  الکتریکی در الکتریسته ، 
جریان سرعت عبور الکترونها در یک سیم مسی یا جسم رسانا است.
 جریان قراردادی در تاریخ علم الکتریسته
ابتدا به صورت عبوربارهای مثبت تعریف شد.
 هر چند امروزه می‌دانیم که در صورت داشتن رسانای فلزی ،
 جریان الکتریسته ناشی از
 عبور بارهای منفی ، الکترون ، در جهت مخالف است. 
بنابراین میتوان گفت که 
هرگاه حاملهای الکتریسیته ( الکترونها ) در یک هادی بحرکت درآیند 
جریان الکتریکی ایجاد میشود .
 اما هر حرکت الکترونی جریان برق نیست .
 بلکه این حرکت باید در یک مسیر مشخص باشد .
هر چقدر الکترونهای بیشتری در زمان کمتری
 در مسیر مشخص حرکت کنند مقدار جریان نیز بیشتر میشود.
علیرغم این درک اشتباه ،
 کماکان تعریف قراردادی جریان تغییری نکرده است.
 نمادی که عموما برای نشان دادن جریان الکتریکی
 (میزان باری که در ثانیه از مقطع هادی عبور میکند)
در مدار بکار می‌رود، I است.
پس برای دانستن میزان جریان باید بتوان آن را با عدد بیان کرد که 
به همین منظور از واحد سنجش جریان که همان آمپر است استفاده میشود.
آمپر یکای سنجش جریان الکتریکی در دستگاه SI است که
 به افتخار فیزیکدان فرانسوی، آندره ماری آمپر نامگذاری شده است

مقدار یک آمپر جریان عبارت از :

هرگاه از یک هادی تعداد ۲۸/۶ ضربدر ۱۰ بتوان ۱۸ الکترون در یک ثانیه بگذرد 

این میزان الکترون در زمان یک ثانیه معرف یک آمپر جریان الکتریکی است.

 دانستیم هرگاه الکترونها در یک هادی 

در مسیر مشخصی بحرکت در آیند جریان الکتریکی ایجاد میشود .

 اما الکترونها بدون دریافت نیرو و انرژی 

از مدار گردش بدور هسته خارج نمیشوند .

بنا براین برای تولید جریان نیاز به یک نیرو داریم

 که آن را از منابع تولید نیرو مانند باتری می گیریم .

 بعبارت ساده تر نیروی لازم جهت ایجاد جریان

ولتاژ نام دارد که واحد اندازه گیری آن ولت است.

میدانیم که انرژی تولید نمیشود بلکه از صورتی به صورت دیگر تبدیل میگردد .

 از آنجاییکه الکتریسیته هم انرژی است پس باید تبدیل شده انرژیهای دیگر باشد . 

انرژیهایی که بصورت متعارف برای تولید برق بکار میرود عبارتند از : 

انرژی شیمیایی در باتریها،انرژی مغناطیسی در ژنراتورها ،

 انرژی نورانی در باتریهای خورشیدی ،

 انرژی حرارتی در ترموکوپلها، انرژی ضربه ای در پیزو الکتریک و ...

برای آنکه جریان الکتریکی برقرار بماند،

 بار به یک مسیر بسته نیاز دارد تا در آن شارش کند.

 مسیری که بارها در آن حرکت میکنند مدار الکتریکی نامیده میشود.

یک مدار الکتریکی ساده از دو قسمت تشکیل میشود. 

1- مولد یا تولید کننده جریان الکتریکی،

2- مصرف کننده الکتریسیته 

و این دو قسمت با سیم هایی با مقاومت ناچیز به هم وصل میشوند

همانطور که بالا اشاره شد 

 برای اندازه گیری شدت جریان واختلاف پتانسیل در مدارالکتریکی،

 آمپرسنج و ولت سنج نیز به آن اضافه میشود.

برای به حرکت در آوردن بارهای الکتریکی بین دو نقطه باید

 به وسیله ای بین آن دو نقطه اختلاف پتانسیل ایجاد نمود.

باتری، دینامو، ژنراتور، پیل خورشیدی و واندوگراف 

از وسایلهای وجوددارند که 

میتوانند بین دو نقطه اختلاف پتانسیل ایجاد کنند.

در یک مدار الکتریکی جهت واقعی جریان از:

قطب منفی باتری به سمت قطب مثبت آنست. 

اما به دلیل تاریخی جهت جریان را بطور قراردادی از:

 قطب مثبت به سمت قطب منفی باتری در نظر میگیرند.

آهنگ شارش بار الکتریکی

( یعنی بار شارش شده در یک ثانیه)

 را شدت جریان الکتریکی مینامند..

 قبلا در بالا اشاره کردیم که
شدت جریان را با نماد I نشان میدهند
و یکای آن آمپر( A) است.
آهنگ شارش بار الکتریکی برابر است با
نسبت بار الکتریکی شمارش شده از 
هرمقطع مدارq) به زمان شارش بار (t) یعنی:
q همان با ر الکتریکی .
واحد آن درفیزیک یعنی  سیستم SI، کولن (C) است.
tهمان زمان نشان میدهد .
واحد آن درفیزیک  سیستم SI ثانیه (S) است
Iهمان  جریان است .
 واحد شدت جریان در سیستم SI که آمپر نامیده میشود.
وسیله اندازه گیری شدت جریان در مدارالکتریکی ، آمپرسنج است.
به این منظور آنرا به صورت متوالی در مدار الکتریکی قرار میدهند. 
برای اینکه جریان الکتریکی به راحتی از آمپرسنج عبور نماید،
 مقاومت داخلی آنرا بسیار کم میسازند.
در یک مدار الکتریکی در مدت 2 دقیقه از مقطعی از مدارالکتریکی
مقدار 240 کولن الکتریسیته شارش میشود.
 آهنگ شارش بار الکتریکی یا شدت جریان در مقطع فوق را تعیین کنید.
به طور کلی باید در مصرف کلیه وسایلی که با انرژی الکتریکی کار میکنند، 
مانند تلویزیون، لامپ روشنایی، اتو، یخچال، لباسشویی و غیره استفاده بهینه کرد. 
یعنی ازمصرف غیر ضروری آنها خودداری نمود. 
به خصوص هنگام اوایل شب که مصرف برق زیاد است، 
نباید از وسایل پر مصرفی چون اتو 
و لباسشویی و کولر استفاده کرد. 
و همچنین میتوان برای روشنایی،

 لامپ های مخصوص کم مصرف گازی یا مهتابی را به کار برد.

منبع این نوشته : منبع
جریان ,میشود ,شارش ,الکتریکی ,ثانیه ,واحد ,نقطه اختلاف ,اندازه گیری شدت ,بالا اشاره ,مسیر مشخص ,الکتریکی ایجاد میشود

واکنش سدیم با آب




سدیم

 Natrium  Na


خواص فیزیکی وشیمیایی

 

عدد اتمی:11

 وزن اتمی:

 22.989770 amu

   

 شعاع اتمی (calc.):

 2.23 Å

   شعاع کووالانسی:

 1.54 Å

   نقطه ذوب:

 97.72 °C (370.87 K, 207.9 °F)

  نقطه جوش:

 883 °C (1156 K, 1621 °F)

   رنگ: 

سفید نقره‌ی  چگالی در دمای293 K:

 0.971 g/cm3


مدت زمان زیادی است که
سدیم (soda) بصورت ترکیبی شناخته شده است
این عنصر در سال 1807 توسطHumphrey Davy  از طریق
 عمل الکترولیز هیدروکسید سدیم جدا شد.
 در اروپای قرون وسطی ، ترکیبی از
سدیم با نام لاتین Sodanum بری تسکین سردرد استفاده میشود.

سدیم مانند دیگر فلزات قلیا یی ،

 نرم ، سبک وزن ، سفید میل به نقره‌ی و واکنش دهنده است 

و از ین جهت هرگز به‌صورت آزاد در طبیعت یافت نمیشود. 

این عنصر بسیار واکنش دهنده است و با شعله زرد رنگی میسوزد 

 در آزمایش‌های مربوط به هوا اکسید میشود 

و به شدت با آب واکنش میدهد 

از این رو باید همیشه در زیر نفت یا روغن نگهداری شود.


کاربردها مهم آن عبارتند از:

سدیم، در حالت فلزی عنصر لازم برای ساختن استرها و ترکیبات آلی است. 

این عنصر قلیایی به‌وجود آورنده عنصر حیاتی نمک طعام (کلیرید سدیم) نیز هست.

 کاربردهای دیگر عبارتند از:

سدیم، در حالت فلزی عنصر لازم برای 

ساختن استرها و ترکیبات آلی است.

 این عنصر قلیایی به‌وجود آورنده 

عنصر حیاتی نمک طعام (کلیرید سدیم) نیز هست. 

استفاده در برخی از آلیاژها 

برای بهبودی ساختارشان استفاده در ساخت صابون

و ترکیبش با اسیدهای چرب
NAK آلیاز سدیم و پتاسیم
یک ماده مهم منتقل کننده حرارت است.

سدیم در آب وطه‌ور شده ،

 آن را تجزیه کرده ، هیدروژن آزاد میکند 

و هیدروکسید میسازد. 

سدیم در آب فورا آتش میگیرد، 

ولی در هوی معمولی در دمای زیر 388 کلوین آتش نمیگیرد.


واکنش سدیم با آب

عنصر سدیم طبق مکانیسم زیر واکنشی قوی با آب می دهد:


                                             2 Na (s) + 2 H2(aq) ---> 2 NaOH (aq) + H2 (g)                                                                   

    حاصل این واکنش  بالا 

محلولی بی رنگ محتوی باز قوی سدیم هیدروکسید و گاز هیدروژن است. 

این یک واکنش گرماده است 

و طی آن فلز سدیم داغ شده با شعله ی اختصاصی  نارنجی رنگی میسوزد. 

در روند سوختن سدیم گاز هیدروژن آزاد میشود که

 واکنشی قوی با اکسیژن موجود در هوا میدهد. 

برخی از ترکیبات سدیم هستند که نمیتوانند با چنین

 قدرتی با آب واکنش دهند ولی به همین نسبت در آب حل میشوند.

بنابراین اگر سدیم در تماس با آب قرار بگیرد 

در طی یک واکنش سدیم هیدروکسید و هیدروژن تولید میکند. 

پتاسیم در این مورد از سدیم بسیار شدیدتر با آب واکنش میدهد. 

این واکنش‌ها حرارت زیادی تولید میکنند. 

بنابراین تصور اینکه انفجاری که رخ میدهد 

به دلیل احتراق هیدروژن است منطقی به نظر میرسد.

اما برای اینکه یک واکنش به انفجار ختم شود، 

واکنش‌دهنده‌ها باید به سرعت و به خوبی با هم مخلوط شوند. 

با این حال درمورد فلزهای قلیایی، 

گاز هیدروژن و بخاری که درنتیجه‌ی واکنش در سطح فلز آزاد میشود

 از رسیدن آب به آن جلوگیری میکند؛ 

و بدون تأمین مستمر آب واکنش ادامه پیدا نخواهد کرد.




منبع این نوشته : منبع
واکنش ,سدیم ,عنصر , این ,واکنش سدیم ,کلیرید سدیم ,طعام کلیرید , این عنصر ,واکنش دهنده

مروری بر الکتریسیته ساکن


Related image
یوناینان باستان از مشاهدات خود نتیجه گرفتند که 
هرگاه کهربا را با پارچه پشمی یا پوست مالش دهند،
 اجسام سبکی را به خود جذب میکند.
 واژه الکتریسیته از
کلمه یونانی الکترون به معنی کهربا گرفته شده است.
 این واژه اولین بار در نوشته‌های تالس بکار رفته است.
ویلیام گیلبرتبا انتشار کتابی درباره 
مغناطیسنظریات گذشتگان را مورد بررسی قرار داد.
و نتیجه گرفت که نیروهای الکتریکیو مغناطیسی از هم جدا میباشند.
برای مثال سنگ مغناطیس می‌تواندآهن و فقط چند ماده دیگر را جذب کند.
 در صورتی که کهربا و اجسامی که 
خاصیتالکتریکی دارند میتوانند ذرات کوچک 
و سبک اجسام گوناگون را جذب کنند.
 وی عقیده داشت که
 اجسام الکتریکی اثر دافعه ندارد.
 در سال 1646سر توماس برادن تجربه‌های خود را درباره
 اثر دافعه  الکتریکی منتشر نمود و اظهار کرد که
 بین مواد الکتریکی نیز همانند 
مواد مغنا طیسی  نیروهای جاذبه و دافعه وجود دارند. 
در سال 1663 اتونون گریکه ماشینی ساخت که 
بوسیله آن بار الکتریکی  زیادی تولید میشد.
آنگاه دانشمندان دیگری چون
 استن گری  و شارل دونیتجربه‌های دقیقتری انجام دادند، 
به خود و نوع الکتریسیته پی بردند. 
برای ایجاد الکتریسیته ساکن‌تری که میتوانستندجرقه ها 
و تکانهای ترسناک الکتریکی تولید کنند.
برای مثال یکی از استادان فیزیک دانشگاه لندن بارهای الکتریکی
این گونه ماشینها را در یک بطری پر از مایع جمع کرد. 
مقدار الکتریسیته در بطری لیدن آن قدر زیاد بود
 که اگر شخصی بطری را در دست میگرفت 
و دست دیگر خود را به میله سر بطری میزد 
تکان شدیدی در بدن خود احساس میکرد.
در قرن هیجدهم میلادی بطری لیدن مورد توجه بنیامین فرانکلین قرار گرفت، 
وی پس از آزمایشهای متعدد نتایج کار خود را در سال 1747 منتشر کرد.
 او معتقد بود که دو نوع الکتریسیته که قبل از وی کشف شده بود
 اساسا باهم تفاوتی ندارد، بلکه حتی جسمی در اثر مالش دارای الکتریسیته میشود.
 یکی از دو جسم دارای الکتریسیته اضافی یعنی بار مثبت 
و دیگر دارای الکتریسیته منفی می‌شود. 
شما مدتی روی فرش راه رفته اید. 
به دستگیره ی در میرسید
 و ناگهان.... ویزززززز! و به شما شوک وارد میشود.
یا در زمستان به خانه بر میگردید و کلاه پشمی تان را از سر بر می دارید 
همه ی موهایتان در هوا راست می شوند.
 چه اتفاقی افتاده و چرا اغلب این اتفاق ها در زمستان میافتد؟ 
پاسخ الکتریسیته ساکن است. 
 میدانیم که جسمی که الکترون از دست میدهد، دارای بار مثبت
 و جسمی که الکترون میگیرد، دارای بار منفی میشود.
 نوع و جنس جسم در جابه‌جایی تعداد الکترون، نقش بسیار مهمی دارد. 
در حقیقت این نوع جسم است که تعیین‌کننده
 مقدار تجمع بارالکتریکی در اجسام مختلف است.
موها و همچنین اجسام پلاستیکی یا اجسامی که از جنس نایلون هستند، 
در صورت تماس با اجسام دیگر از توانایی بیشتری
 در تجمع بار الکتریکی ساکن برخوردارند.
 اجسامی که بار الکتریکی دارند،
 ذرات معلق بسیار ریز موجود در محیط را به خود جذب میکنند. 
در حقیقت بار الکتریکی ایجاد شده در یک جسم، 
بار اضافی را در جسمی که در نزدیکی آن قرار دارد، ایجاد میکند 
و به این ترتیب، اجسامی که این بار اضافی در آنها ایجاد شده است، 
به طرف آن جذب می‌شوند. به همین دلیل است که 
همیشه گرد و خاک زیادی روی صفحه تلویزیون یا میز تلویزیون جمع میشود. 
دندانه‌های شانه نیز به همین دلیل مسیر جریان آب را به طرف خود تغییر جهت میدهد.
 بار الکتریکی شانه، مولکولهای آب را به خود جذب میکند.
 از آنجا که مولکولهای تشکیل‌دهنده جریان آب به آسانی جابه‌جا میشوند، 
با نزدیک شدن شانه به مسیر جریان آب،
 تغییر مسیر جریان مولکولهای آب را میتوان به‌وضوح مشاهده کرد.
وقتی  شما موهایتان را با شانه نایلونی شانه میکنید،
 شانه و موهایتان دارای بار الکتریکی میشود. 
بار الکتریکی ایجاد شده در شانه و موها همسان است 
و هر دو آنها به دنبال بار مخالفی هستند تا به آن جذب شوند. 
به همین علت پس از این‌که شانه را از موهایتان دور میکنید،
متوجه دور شدن یا به عبارتی، دفع تارهای مو از همدیگر میشوید.
 اگر رطوبت موجود در محیط به هر دلیلی کاهش یابد، 
اثرات ناشی از الکتریسیته ساکن در اجسام محسوس‌تر است. 
چراکه در صورت وجود رطوبت، پوشش نازکی از
 مولکولهای آب، سطح اجسام را میپوشاند 
و این پوشش نازک مانع از حرکت الکترونها 
و در نتیجه ایجاد الکتریسیته ساکن در اجسام میشود
پس بنابراین میتوان نتیجه گرفت که 
الکتریسیته ساکن ناشی از تجمع بار الکتریکی روی اجسام، مختلف است.
 در نتیجه اصطکاک یا سایش دو جسم روی هم، بار الکتریکی ایجاد می‌شود.
 به عبارت دیگر، وقتی دو جسم با هم اصطکاک داشته باشند،
 برخی از الکترون‌ها یا ذرات باردار اتم‌ها از 
یک جسم به جسمی دیگر منتقل میشوند.
قانون بقای بار الکتریکی میگویید:
«بارهای الکتریکی ایجاد نمی‌شوند و از بین نیز نمیروند 
بلکه از قسمتی از یک جسم به قسمت دیگر منتقل میشوند،
 همچنین بارهای مثبت و منفی از یکدیگر را خنثی میکنند، ولی هیچگاه نابود نمیشود.»
فرانکلین وجود سیال را مثبت و عدم وجود آن را منفی در نظر گرفت. 
بنابراین بر طبق گفته ی او جهت جریان از مثبت به منفی بود.
 اما امروزه ما می دانیم که عکس این قضیه صادق است. 
به عبارت دیگر جهت جریان الکتریسیته از منفی به مثبت است.
 سایرین از این هم فراتر رفته و معتقد بودند که 
دو نوع سیال مشابه یکدیگر را جذب 
 و مواد دارای سیال مختلف یکدیگر را دفع میکنند.
الکتریسیته یک سیال نبوده و در واقع حرکت ذرات باردار بین مواد
 یا به عبارت دیگر تبادل الکترون بین دو شی است.



منبع این نوشته : منبع
شانه ,اجسام ,جریان ,نتیجه ,موهایتان ,الکتریکی ایجاد ,مسیر جریان ,دیگر منتقل ,الکتریسیته ساکن ,نتیجه گرفت ,همین دلیل

مروری بر اجسام رسانا و نارسانا

ساده ترین تعریف  که برای کلمه رسانا میتوان پیشنهاد داد عبارت از :

"بعضی از اجسام مانند : فلزات ( سیم مسی ) که 

الکتریسته (جریان برق) را به خوبی از خود عبور میدهند،

 رسانا نامیده می شوند. "

در این نوع اجسام( رسانا)

 الکترون های آزاد اتم به راحتی در شبکه بلوری اجسام حرکت میکنند 

و عمل رسانایی را انجام میدهند.

 مانند  :

میخ آهنی و سیم فلزی، آب، مس،

 طلا، نقره، آلومینیوم و بدن انسان از این دسته هستند.

به عنوان مثال

 اگر سر یک سیم مسی را به میله نایلونی باردار

 و سر دیگر آن را به یک گلوله چوب پنبه‌ای که در ابتدا بدون بار است، وصل کنیم،

 با نزدیک کردن اجسام باردار دیگر معلوم میشود که گلوله باردار شده است.

بنابراین به سیم مسی که در آن انتقال بار صورت میگیرد، جسم رسانا گویند.

بر عکس تعریف بالا 

اجسامی که الکترون های آزاد ( برای هدایت الکترون ) ندارند، 

و نمیتوانند الکتریسته را از خود عبور دهند،

نارسانا یا عایق نامیده میشود، 

اجسامی مانند :

پلاستیک، چوب ، شیشه، هوا و کاغذ که

الکتریسیته از آنها عبور نمیکند 

در گروه نارسانا قرار دارند.

البته  در این بین برخی اجسام هم وجود دارند که 

در دمای خاصی رسانا نیستند، 

ولی با بالا رفتن درجه حرارت و دما رسانا میشوند. 

به این گروه نیمه هادی، یا نیمه رسانا گفته میشود.

ما همگی در زندگی امروزیمان  اجسام رسانا نقش بسیار مهمی دارند.

 به عنوان نمونه، میتوان به سیمهای انتقال اشاره کرد که

 توسط آنها جریان برقی که در نیروگاه های برق تولید شده است

 به شهر ها و مناطق مسکونی منتقل میشود.

 این جریان است که باعث روشنایی شهرها

 و وجود برق در منازل و سایر اماکن شده است. 

 اگر به وسایل برقی خانگی 

و به مواد مختلف رسانا که در ساختمان آن به کار رفته است،

 توجه کنیم، اهمیت این مواد بیشتر مشخص میشود.

البته یکی ازتفاوتهای مهم اجسام  رسانا و نارسانا این است که

 بار الکتریکی که از اجسام نارسانا میگذرد 

بسیار کمتر از بار الکتریکی است که در زمان برابر از

 یک رسانا با همان شکل و اندازه میگذرد. 

مقدار این بار به اندازه ای کم است که میتوان آن را نادیده گرفت.

مثل شیشه جز موادی است که الکتریسیته را هدایت نمیکنند،

 اما این امر دلیل بر این نیست که بارهای الکتریکی اصلا نمیتواند از 

شیشه و یا هر ماده عایق دیگری عبور کنند، 

بلکه بار الکتریکی از مواد عایق نیز عبور میکنند.

اما باری که می‌‌تواند از اجسام نارسانا مثل شیشه

در مدت زمان معینی عبور کند 

(با مساوی بودن شرایط) بسیار کمتر از باری است که

 از رسانایی با همان شکل و اندازه عبور میکند.

 بنابراین وقتی که گفته میشود جسمی ‌نارسانا است،

 این فقط به معنی این است که در این مورد میتوان از

 بارهایی که میتوانند از آن بگذرند، صرفنظر کرد

همه میدانید که اجسام فلزی (فلزات )دارای الکترون های آزاد هستند. 

این الکترونها در واقع حاملین بارالکتریکی (نوع منفی ) هستند. 

هنگامی که اتمها برای تشکیل جسم جامد فلزی با هم ترکیب میشوند، 

الکترون های لایه خارجی اتم،

آزادانه در سرتاسر حجم جسم جامد حرکت میکنند.

زمانیکه در جسمی جابجایی بارالکتریکی صورت میگیرد، 
میگویند :
از جسم جریان الکتریکی میگذرد. 
بنابراین اگر فلزی را در مسیر جریان الکتریکی قرار دهیم،
 این جریان توسط الکترونهای آزاد آن فلز منتقل میشود 
و ازاین رو خاصیت رسانایی بیشتر متوجه حاملین بار و سرعت آنها است. 
البته غیر از فلزات رساناهای  مختلف دیگری نیز وجود دارند.
در اجسام نارسانا الکترون های آزاد برای جابه جایی به تعداد کافی وجود ندارند،
 در نتیجه وقتی به یک جسم نارسانا الکترون اضافه میشود 
یا از تعداد الکترونهای آن کاسته میشود، 
جسم دارای بار الکتریکی میشود 
و این بار در همان محل ساکن باقی میماند و جا به جا نمیشود.

آیا میدانید   در تخلیه الکتریکی چه روی میدهد؟

برای مثال ، در صاعقه که با نزدیک شدن ابر به زمین و جهش

الکترونها ، جرقه ای ایجاد میشود ،

 در واقع ابر باردار و یا زمینی که بار داشته باشد ، 

فضای بین ابر و زمین را رسانا کرده

 و این رسانایی ، جرقه ای ایجاد میکند. 

به این عمل تخلیه الکتریکی میگویند .

منظور از الکترون آزاد چیست؟ 

به الکترونی که در دورترین فاصله از هسته قرار دارد 

و میتواند به راحتی از اتم جدا شده 

و به اتمی دیگر حرکت کند ، الکترون آزاد گفته میشود .

همانطور که در متن بالا اشاره شد  در مواد رسانا ،

 تعداد بیشماری الکترون آزاد وجود دارد . 

جابجایی الکترونهای آزاد سبب جابه جا شدن بار الکتریکی از داخل رسانا میشود .

 اما در اجسام نارسانا یا عایق ، تعداد الکترون آزاد ، برای جابه جایی ، کافی نیست. 

پس وقتی الکترون به این اجسام اضافه میشود 

یا از آن کاسته میشود جسم دارای بار الکتریکی شده 

و بار الکتریکی در همان جا ساکن میماند و جا به جا نمیشود . 

برای همین است که هنگام مالش لوله ای شیشه ای ،

 الکترونها به طرف پارچه حرکت کرده و پارچه بار منفی میگیرد .

 در این حالت بار شیشه مثبت خواهد بود

 و چون هر دو نارسانا هستند ، 

بار الکتریکی در همان جا مانده و سبب جذب پارچه به شیشه میشود .


تعریف برای کلمه جهش : 

همان طور که در قسمت قبل گفته شد ،

 به جا به جایی الکترون آزاد از

اتم بعضی عناصر به اتم دیگر ، جهش میگویند .

استیون گری فیزیکدان انگلیسی،

 آزمایشاتی دررابطه با رسانایی و بار الکتریکی انجام داد. 

او آزمایشات زیادی را با شیشه و پر و سایر وسایل انجام داد . 

پس از انجام آزمایشات اولیه تصمیم گرفت که چوبی به

 درازای 10 سانتی متر بردارد و نوک آن را

 در چوب پنبه ای که با آن یک سر لوله شیشه ای را بسته بود ، فرو برد .

 در نوک دیگر این چوب ، گلوله ای از عاج قرار داشت . 

آن وقت شروع به مالش دادن لوله ی شیشه ای کرد . 

بعد از مالش شیشه ، پرها جذب گلوله ی عاج شدند . 

پس او نتیجه گرفت که الکتریسیته حرکت میکند و انتقال مییابد . 

اما چرا این الکتریسیته در این جسم مانده است ؟

این مسئله مطرح است که چون شیشه و چوب و عاج نارسانا هستند ، 

پس از عمل جهش، جریان را نمیتوانند به محیط منتقل کنند 

و جریان در همان جا میماند و سبب جذب پرها میشود .

 این مسئله برایاستیون گری وقتی روشن شد که این کار را با صدها متر نخ 

و میخ و گلوله ی عاج و شیشه و پر انجام داد .

 او میخواست بداند که طول جریان چه قدر میتواند باشد .

 برای همین نخها را با میخ به سقف آویزان کرد 

و یک سر را به شیشه و سر دیگر را به گلوله عاج وصل نمود . 

پس از مالش ، پرها جذب گلوله شدند . 

اما ابتدا ، گری فکر کرد که این به طول جریان بستگی دارد .

 ولی بعد دید که پرها حتی جذب خود شیشه نیز نشدند . 

پس دریافت که 

میخها جریان را به سقف انتقال داده اند و جریان در نخها نمانده است .

 پس این کار را با جسم نارسانای دیگری یعنی نخ ابریشمی انجام داد .

 به جای میخ ، نخها را با ابریشم به سقف نگه داشت 

و این بار پرها جذب گلوله شدند.



منبع این نوشته : منبع
میشود ,جریان ,عبور ,اجسام ,انجام ,شیشه ,اضافه میشود یا ,الکتریکی در همان ,جابه جایی ,برای جابه ,میشود  این